الشيخ أبو الفتوح الرازي

13

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بكنند ( 1 ) كه چرا گفتى ( 2 ) منكر كردى ، و اين بر حقيقت منكر نبود چه غرض او ( 3 ) صلاح بود . امّا قوله : * ( شَيْئاً إِمْراً ) * او نكرا ، مشروط است ، يعنى اگر براى آن كردى تا مردمان كشتى غرق شوند منكر باشد . و گفتند : كارى كرد ( 4 ) كه ظاهرش منكر است و ما باطنش نمىدانيم . گفتند : او چند جاى ( 5 ) كشتى را سوراخ كرد و موسى - عليه السّلام - جامه در او مىافگند ( 6 ) . چون چند جاى شكسته بود باستاد و اصلاح مىكرد به خرقه و قير و آنچه آلت آن باشد . موسى را از آن به عجب آمد كه ندانست غرض او چيست . و گفتند : إمر ، كارى باشد فاسد كه يؤمر بتركه ، فعل به معنى مفعول ، كالذّبح و النّقض و النّكث ، و منه رجل إمر اذا كان ضعيف الرّأى يحتاج الى أن يؤمر بصلاحه . - و اين وجهى قريب است از روى اشتقاق . خضر او را گفت : نگفتم تو را كه صبر ندارى و دشخوار » آيد بر تو صبر كردن ! موسى گفت : * ( لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ ) * ، مرا مؤاخذه و معاتبه مكن به آنچه فراموش كردم . عبد اللَّه عبّاس گفت : نسيان به معنى ترك است اين جا ، اى بما تركت من عهدك ، چنان كه در قصّهء آدم گفت : فَنَسِيَ ( 8 ) . . . ، اى ترك و گفتند : مراد آن است : لا تؤاخذني بما يشبه ( 9 ) النّسيان ، براى آن كه با قرب آن مدّت موسى فراموش نكرده ( 10 ) بود . و گفتند : موسى نگاه كرد آن جا كه او كشتى بشكست چند جاى و آب در كشتى نمىآمد بدانست كه آن معجز است و او براى صلاح ( 11 ) كرد عذر خواست . * ( وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً ) * ، اى لا تكلفني عسرا ، مرا تكليف سخت مكن . و قيل : لا تلحقنى . و اصل ( 12 ) تغشيه است من قولهم : رهقه الفارس اذا غشيه و رهقه الدّين ( 13 ) اذا

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : نكنند . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : گفت . ( 3 ) . آج ، لب : از آن . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : كردى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها آن . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : مىآگند . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : دشوار . ( 8 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 115 . ( 9 ) . اساس : نسيه ، به قياس با نسخه آط ، و اتفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : بكرده . ( 11 ) . آب ، آط ، آز : از براى صلاحى . ( 12 ) . آط كلمه . ( 13 ) . آط : الَّذين ، آج ، لب : الَّذى .